دوستان عزیزم سلام!
چندی است که سکوت کردم تا مبادا نوشته های من نظر کسی را به شکلی مثبت و یا منفی تغییر دهد. با استعانت از پروردگار متعال و جلوه گر شدن اراده یک ملت، امید را شعله ور میدیدم و دیگر نیازی به قلم فرسایی کسی چون خود را نمیدیدم. اما امروز می نویسم تا شاید قلب متألمم التیام یابد:
1-متاسفانه در فرصتی تاریخی به جای غنیمت شمردن آرای خاموش، با گردن ننهادن به تصمیم، اراده و انتخاب قاطبه مردم، از آشتی کنان یک ملت بغضی ساخته شد که جز رسوایی ثمر دیگری نداشت!
2-به راستی اگر در این انتخابات نتیجه واقعی اعلام میگردید بایستی به دروغ گو و مزور بودن محمود احمدی نژاد شک میکردیم و شاید به هاله نور ایمان می آوردیم! اما احمدی نژاد به تمام معنا ثابت کرد که وقیح ترین دروغ گوی حال حاضر این سرزمین است. چطور ممکن بود کسی که آمار و ارقام رسمی و ثبت شده کشور را انکار میکند، نسبت به اعلام نتایج انتخاباتی که خود او ذی نفع است رعایت صداقت نماید؟! زهی خیال باطل!
3-احمدی نژاد و دوستانش عوام فریبان قهاری هستند. اما آنها گویی نمی دانند که اکثریت مردم ایران احمق نیستند. بگذارید در تحلیلی پیش پا افتاده آرای اخذ شده را محاسبه کنیم. قضاوت با شما.
با فرض حضور 39میلیون نفر(که البته دروغین به نظر میرسد و یکی از دلایل اثبات تقلب گسترده در انتخابات است که اگر اخذ رای تنها چند ساعت دیگر به طول می انجامید شاید این رقم 50میلیون میرسید و خیلی ها در این بین رسوا می شدند):
در دور قبلی انتخابات(انتخابات نهم)، احمدی نژاد 17میلیون و هاشمی 10میلیون داشتند. آرای احمدی نژاد در این دور از انتخابات(انتخابات دهم) ریزش فاحشی داشت(اثبات کننده این مدعا مردم کوچه و بازار، اعضای فامیل، دوستان و اطرافیان ما میتوانند باشند که به عنوان یک جامعه آماری قابل تآمل اند) یعنی آمار دوستداران سابق احمدی نژاد چیزی بسیار کمتر از 17میلیون است. تکلیف آرای دور قبل هاشمی هم که معلوم است. کسانی که 4سال قبل اسیر عوام فریبی احمدی نژاد نشدند در این دور قطعا آگاهانه تر در انتخابات حضور یافته اند.
می ماند 12میلیونی که یا جزء طیف تحریم کنندگان دائمی انتخابات بوده و یا جزء هواداران معین و کروبی در انتخابات قبلی بودند که در دور دوم انتخابات قلبی حضور نیافتند. تکلیف هواداران اسبق معین و کروبی که معلوم است و اما آرای تحریم کنندگان انتخابات که امروز با انگیزه تغییر و با تهییج، تشویق و ترغیب و تبلیغ طرفداران تغییر در داخل و خارج از کشور وارد عرصه شدند. آیا به راستی آرای کسانی که با حضورشان فریاد تغییر و دگرگونی و اعتراض سردادند در سبد کسی چون احمدی نژاد است؟
بگذارید فرض کنیم که بخشی از آرای خاموش به دلیل فحاشی احمدی نژاد به هاشمی در سبد احمدی نژاد ریخته شده است. حتی با فرض ریخته شدن بخشی از آرای خاموش در سبد احمدی نژاد، این امر جبران کننده ریزش شدید 17میلیون رآی دور قبل وی است.
حساب کنید. در خوش بینانه و منصفانه ترین حالت، نتیجه 22میلیون در مقابل 17میلیون است.
حال آنکه با مقایسه شور و حضور انتخابات دوم خرداد 76 با انتخاباتی که گذشت در بهترین حالت تعداد شرکت کنندگان را میتوان چیزی حدود 30میلیون تخمین زد و نه 39میلیون!!
4-طی اظهارات محفلی دوستان بسیجی و ناظران صندوقها، در اکثر صندوقهای سیار، تعداد زیادی تعرفه اضافی ریخته شده است. علاوه بر این، در بسیاری از حوزه های اخذ رأی، در حالیکه مثلا 900تعرفه برای آن حوزه وجود داشته، آرای اخذ شده و شمارش شده چیزی در حدود 1500 رأی بوده است!
5-با این اوصاف، دولت احمدی نژاد با تقلب فاحشی که در انتخابات صورت گرفته مشروعیت نداشته و بایستی آرای وی ابطال و به دلیل چنین توهینی به ملت ایران وی و دوستانش محاکمه گردند.